نفرین به قانون قافیه ها

 

 

که صبوری را

 

 

کنار دوری می نشاند ...!!

 

نفرین ...

 

/ 56 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگان سادات

کاش می شد دشنام، جای خود را به سلامی می داد گل لبخند به مهمانی لب می بردیم بذر امید به دشت دل هم کسی از جنس محبت غزلی را می خواند و به یلدای زمستانی و تنهائی هم یک بغل عاطفه گرم به مهمانی دل می بردیم کاش می فهمیدیم قد راین لحظه که در دوری هم می راندیم کاش می دانستیم راز این رود حیات که به سرچشمه نمی گردد باز کاش می شد مزه خوبی را می چشاندیم به کام دلمان کاش ما تجربه ای می کردیم شستن اشک از چشم بردن غم از دل همدلی کردن را

مژگان سادات

کاش می شد که کسی می آمد باور تیره ی ما را می شست و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست اخم بر چهره بسی نازیباست بهترین واژه همان لبخند است که ز لبهای همه دور شده ست کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!!! قبل از آنی که کسی سر برسد ما نگاهی به دل خسته ی خود می کردیم شاید این قفل به دست خود ما باز شود پیش از آنی که به پیمانه ی دل باده کنند همگی زنگ پیمانه ی دل می شستیم کاش درباور هر روزه مان جای تردید نمایان می شد و سوالی که چرا سنگ شدیم و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست؟ کاش می شد که شعار جای خود را به شعوری می داد تا چراغی گردد دست اندیشه مان کاش می شد که کمی آینه پیدا می شد تا ببینیم در آن صورت خسته این انسان را شبح تار امانت داران کاش پیدا می شد دست گرمی که تکانی بدهد تا که بیدار شود، خاطر آن پیمان و کسی می آمد و به ما می فهماند از خدا دور شدیم...

سمیه

بر تخته سیاه جهان با گچ نور بنویس زندگی جاریست ....[قلب][گل]

فرشید

همه چیز یه روز خوب میشه من ایمان دارم. درو ملیحه جان![گل]

سمیه

دلم یه ریزه بود برات ملیحه جونم ....همیشه به مهر خدا شاد و سلامت باشی عزیز دلم ....[لبخند][ماچ]

مژگان سادات

گاهی دلم میخواهد، وقتی بغض میکنم، خدا از آسمان به زمین بیاید، اشک هایم را پاک کند، دستم را بگیرد و بگوید: اینجا آدمها اذیتت میکنند؟!!! بــیـــا بــــــرویــــــــم

رضا بابازاده

سلام.خوبی؟مرسی که به من سر زدین.ببخشیدم که اون شعر واضح نبود.درستش کردم.منتظرتم

لطیف

سلام ملیحه خانم وقت بخیر خوشحال میشم نظرتونو درباره ی موضوع دماغ با توجه به اونچه که در پستم نوشتم، بدونم. درباره ی علل و تمایل دختران و زنان و حتی پسران و روی آوردن آنها به کلنیک های جراحی به منظور زیبایی ، خیلی خوبه که از نظرات و علم و دانش شما بهره مند بشم. در واقع می خوام بگم که این پدیده به نظر شما، هنجار فردی و اجتماعی محسوب میشه یا نه؟ با ذکر این مطلب که نظرات شما دوستان ( منظور دوستانی که در وبلاگم لینک شدن و نه خارج از این اشخاص محترم) برای من قابل احترام بوده و به اطلاعات علمی ام افزوده ، بنابرین جهت پربار نمودن محتویات کتابم استفاده خواهم کرد. لذا استدعا دارم اگه اطلاع ضمنی و شنیداری دارین، در صورت تمایل و البته خواهش می کنم در چند سطر بنویسین و بدون آدرس و یه اسم غیر از اسم شریف خودتون، کامنت بذارین. یقیناً منطق و حقیقت این است که اسرار هر کسی فاش شدنی نیست. با تشکر - رضوی[گل] [گل][گل]

سادی

سلام عزیزم.مثل همیشه زیبا بود.پیروز باشی[گل]